تبليغاتX
سرنوشت
 تنهایی
دلم در بی کسی بی کس ترین است

گر او هم دست کشد  اوضاع همین است.

سکوتی در دلم آهسته گوید

که شاید این صلاح صابرین است.

خدا یا طاقتی ده تا توانم

چنین بی کس گذشتن را بمانم.

   ع.ج                                    

|+| نوشته شده توسط علي در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385  |
 روزگار

عمریست که من مرده ام و زنده شمارند مرا

مردم که ندانند ,چه دانند مرا؟

در پست ترین چاله درونم من و این ملت پوچ

پندار کنند لطف ایام مرا!

ع.ج

|+| نوشته شده توسط علي در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385  |
 سرنوشت
خنده های زورکی!

برای لحظه ای رهایی از استرس و فشار!

ذرات بدنم در حال تلاشیست!

به زحمت کنار هم نگهشان داشته ام!

حفظ ظاهر!

چه دردناک!

یک فریاد بلند از زندگی از سرنوشت!

چقدر می تواند موثر باشد؟!

آیا فرو خواهم پاشید؟!

آیا می توان این ذرات ناچیز را در جلد "من" بار دیگر شاد دید؟! 

لحظاتی طولانی فارغ از "چه کنم"؟ !

چه آرامشی!

چه سکوتی!

آیا فرو خواهم پاشید؟!

در تنهایی ام افکار

همچون گرهء کور یک ترافیک ضد اعصاب

حرکت سلول های خاکستری ام را مختل می کند!

و من سکوت می کنم!

سکوتی تلخ!

آیا به زودی فرو خواهم پاشید!

نمیدانم!

مدتهاست که دیگر نمی دانم!

ع.ج

|+| نوشته شده توسط علي در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385  |
 توفیق اجباری!!!

سلام به دوستای خوبم

بعد مدتها اومدم یه سری به این دنیای سابق بر این پر رفتو اومدم بزنم!

بماند که واقعا وقت نت اومدنو ندارم

اما دلم تنگ شده بود!

الانم خیلی ذوق کردم

حالام میخوام یه متن نسبتا شعرمانندو واستون بنویسم

شرمنده که ویرایش نشده هنوز

ولی به هر حال خیلی دوسش دارم

(( !!!تراژدی تکراری!!! ))

فک می کردم چون تو دوری

جای پای دل تو ,توی دلم نیست

اومدن توی دلم ,کار دلت نیست

دل به هر دل بستنم ,مال دلم نیست!

 



اما دیدم ...

وقتی که پیدا شدی

دل تو پشت در دلم نشست

شروع کرد به حرف زدن

آروم آروم حرفاشم به دل نشست!

درو وا کرد اومدی تو

همه چی وفق مرادت شده بود

دلمم همدل راهت شده بود

عاشق راه دلت ,قلب خرابت شده بود

حالا دیگه ...

قلب قلبم بجای قلب تو بود

وقتی که خراب می شد ,سهم منم بود

اشک مغرور دلم !!!

اونی که اونم زیاد پا نمی داد

تو عمل به هیچ کسی وا نمی داد

حالا دیگه خودشو باخته واست!

هر جا که بهش بگی باهات میاد

آخه جونم ...

شوخی نیست!!!غرورشو ریخته به پات

ع.ج




امیدوارم خوشتون اومده باشه 

دیگه در حد بضاعتمون می تونیم ظاهر شیم نه بیشتر!!! شرمنده!!!

|+| نوشته شده توسط علي در جمعه دهم آذر 1385  |
 بیچاره دل من3

سلا م به دوستاي گل خودم

 

امروز اگه قسمت باشه اين شعر تمومش مي كنيم

 

اگه اين شعرو دنبال مي كردينو منتظر موندين شرمنده!

 

اگرهم دنبال نمي كردين بازم شرمنده !

 

آخه از اونجايي كه وبلاگمو off ميذارم حتما جاي offهاتونو تنگ كردم!

 

گرچه بر اين باورم كه اهداي  off همچون sms يه جور اهداي زندگيه!!!

 

ولي بهر حال گفتم يه عذر خواهي كنم ديگه!

 

البته بخاطره تاخيرم

 

  • دختر ديوونهء قصهء عشقو عاشقي
  •  
  • ميميري يبار بگي تو ام مثه من عاشقي؟!
  •  
  •  
  • نميدونم شايدم دنيا به آخر مي رسه
  •  
  • كه دختره
  •  
  • واسهء يبار  فقط به من بگه دوسم داره!
  •  
  •  
  • بچه پر رو نيستم اما !!!ميدونم دوسم داري
  •  
  • من مي گم دوست دارم,تو روي گفتن نداري
  •  
  •  
  • خودتم خوب مي دوني يه عالمه دوست دارم
  •  
  • بهتر از هر كي مي دوني كه فقط تو رو دارم
  •  
  • من!!!فقط تو رو دارم!
  •  
  • اما عزيز اينم بدون
  •  
  • همهء ما آدما يه يار داريم
  •  
  • اونم خداي مهربون

 

خوب تموم شد!!!

 

اگه اميدوار نيستم!معنيش اينه كه مطمئنم خوشتون اومده

 

اينم بگم كه اين شعر ماله يكي از دوستانمه كه هنوز نه,ولي شايد به همين

 

زوديا از زبون خودش شعر قشنگشو بشنويد

 

|+| نوشته شده توسط علي در سه شنبه هفتم شهریور 1385  |
 بیچاره دل من2

سلام دوستاي خوبم

 

اگه حال دارين ادامهء شعر رو بريم

 

اگرم حال ندارين خداييش بعدا بخونيد

 

 

  • يه دفعه نگاهم افتاد به عروس آسمون
  •  
  • آره جوووووووونم!تو رو ميگم تو رو ماه مهربون
  •  
  •  
  • اوني كه قسمتمو داشت مي نوشت,
  •  
  • خوب مي دونست!قسمتم ستاره نيست
  •  
  • به جاش برام ماهو نوشت
  •  
  •  
  • يادته اون اولا گفتي فقط دوسم داري!
  •  
  • من مي گفتم عاشقم,تو گفتي عشقي نداري!
  •  
  •  
  • يادته!
  •  
  •  
  • يادته گفتي برو!اما دلم به پات نشست
  •  
  • تنهاييمو ديديو تو هم دلت برام شكست!
  •  
  •  
  • يه جورايي نازنين خواستي محبت بكني!
  •  
  • خواستي من پر رو نشم؟!
  •  
  • نگفتي عاشقه مني!

 

 

خوب اگه تا اينجاش okeye

 

پس حتما ارزششو داره قسمته سومشم بخونيد

 

آخه قشنگترم ميشه!!!

|+| نوشته شده توسط علي در جمعه سوم شهریور 1385  |
 بیچاره دل من1

 

  • يكي بود يككي نبود منو خدا بوديمو بس
  • عشق اومد تنهاييمو ديد و دلش برام شكست

 

  • يه روزي يه روزگاري زير چرخ آسمون
  • يه روزي يه روزگاري زير اين سقف كبود
  • دل من تو آسمون دنبال يه ستاره بود

 

  • اونقده تو باغچهء ستاره ها قدم زدم
  • واسه پيدا كردن تو من به هر دري زدم

 

  • من به هر دري زدم شايد يكي جواب بده
  • يكي در رو وا كنه به من نشوني تو بده

 

  • اما انگاري كه رسم توي شهر عاشقا
  • درو باز نمي كنن به روي ما ديوونه ها

 

  • انگاري آسمون پر از ستارهء خدا
  • حتي يه  ستاره هم نداشت براي ما

 

 

  • دوستاي عزيزم باقيش باشه واسه دفعهء بعد
  • كه هم مززش بيشتر شه هم من به كارام برسم
|+| نوشته شده توسط علي در پنجشنبه دوم شهریور 1385  |
 چند مورد از خلقیات من رو فقط نام ببرید؟

سلام

امروز روز اول وبلاگمه

بنابراین چند تا نکتهء تستی راجع به خودم:

شاعر نیستم اما شعرای قشنگو شیرین دوست دارم

روانشناس نیستم ولی روانشناسی رو دوست دارم

آدمشناس هم نیستم اما آدمشناسیرم دوست دارم

خوب حالا !!!

اینو تا اینجا داشته باشین!

طبیعیه که مثه همه دوست دارم وبلاگم متفاوت باشه

ضمن اینکه اینم میدونم که آرزو بر جوانان عیب نیست!!!!

تموم سعیم رو میکنم که همهءدوستای عزیزم معتاد وبلاگم بشن

به همین مناسبت میخوام با یه شعر قشنگو جوون پسند شروع کنم

تا همتون بدونید که راست میگم

 

|+| نوشته شده توسط علي در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385  |
 
 
بالا

www.Guitare.coo.ir